الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
670
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
عور : العَوْرَة : عورت انسان يا شرمگاه كه كنايهاى است از عار و نيز - عورة - چيزى است كه از آشكار شدنش عار يا مذمّت به انسان مىرسد و لذا زن - عورة - ناميده شده . عَوْرَاء : از اين معنى است يعنى كلمهء زشت و كار قبيح . عَوِرَتْ عينه عَوَراً و عَارَتْ عينه عَوَراً : بينايى يك چشمش از بين رفته است عَوَّرْتُهَا : نابينايش كردم و از اين معنى عبارت : عوّرت البئر : چاه را با خاك پر كردم تا آبش خشك شود ، استعاره شده است . أَعْوَر : كلاغ ، بخاطر تيزبينى او ، كه اين معنى عكس و خلاف معنى اوّل واژه است ، شاعر گويد : و صحاح العيون يدعون عُوراً ( چشمهاى سالم را نابينا مىنامند ) يا ( بر عكس نهند نام زنگى كافور ) عَوَار و عَوْرَة : پاره بودن چيزى مثل پارچه و شكاف و رخنه در ديوار خانه و مانند اينها ، خداى تعالى گفت : ( إِنَّ بُيُوتَنا عَوْرَةٌ وَ ما هِيَ بِعَوْرَةٍ 13 / احزاب ) يعنى خانههامان خلل برداشته و كسى كه بخواهد به آنها دست يابد ممكن است « 1 » . فلان يحفظ عورته : يعنى سستى و خلل عورت خود را حفظ مىكند و مىپوشاند ، گفت : ( ثَلاثُ عَوْراتٍ لَكُمْ - 58 / نور ) يعنى نيمروز و آخر شب و بعد از نماز عشاء ( در اين سه وقت بدون اجازه و سر نزده نبايد به استراحتگاه همسران ، پدر و مادر ، فرزند و همسرش يا دختر و همسرش و غيره وارد شد . ) ( الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلى عَوْراتِ النِّساءِ 31 / نور ) يعنى كسانى كه به سنّ بلوغ نرسيدهاند . سهم عَائِر : تيرى كه معلوم نيست از كجا مىآيد .
--> ( 1 ) سخن كسانى است كه براى رفتن به جنگ بهانه مىآوردند ، كه خانههاى ما نامطمئن است در حالى كه چنين نبوده .